محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
61
آيين شهردارى ( فارسى )
به مرور زمان جاى بناى دكه و درخت مشتبه مىشود و اثر جاهايى كه متعلق به راه است از ميان مىرود . همچنين است هرآنچه سبب آزار و زيان بر رهگذران باشد . و نيز بستن ستور در راهها در صورت تنگى راه و واماندن عابران ، ناشايسته است و بايد از آن منع كنند ، مگر آنكه به منظور فرود آمدن و سوار شدن موقتى باشد ، زيرا شارع مشتركالمنفعه است و كسى حق ندارد منفعت آن را به خود اختصاص دهد جز به قدر احتياج ، و نيز جايز نيست انداختن زباله به راهها و پراكندن پوست خربزه ( يا هندوانه ) و آب پاشيدن راه كه در آن بيم لغزيدن و افتادن باشد و نيز نصب ناودانهايى كه از ديوار بيرون آيد و آب آن به كوچههاى تنگ ريزد ، زيرا سبب نجاست جامهها و تنگى راه مىشود ، و همچنين است باقى گذاشتن آب باران و گل در كوچه و ناروفتن آنكه همهء اين كارها بر عموم مردم ناشايست است ، و بر محتسب است كه مردم را به رعايت اين امور مكلف سازد . وظايف هيزمكشان و ستورداران محتسب را سزاست كه بار هيزم و كاه و ستور آب بر وجوال سرگين و خاكستر و بارحلفا ( گياه دوزخ ) و خار را مراقبت كند ، زيرا سبب پارگى جامههاى مردم مىشود و اين امر ممنوع است ، و مىتوان آنها را چنان بست كه آسيبى نرساند ، اما اگر بردن آنها به جاى فراخ صورت بندد بهتر است و گرنه به عنوان اينكه مردم را آسيبى مىرسد نمىتوان از آوردن آنها به بازار مانع شد ، زيرا مردم شهر بدان نيازمندند . بايد كه محتسب دارندگان هيزم و كاه و سنگ گستردنى « 1 » و گوگرد و شلغم و خربزه ( يا هندوانه ) و قرط ( خوشهء موز يا خرما ) را كه در ميدانها ايستاده باشند موظف بدارد كه بارها را از پشت ستور به زمين گذارند ، زيرا بارها به هنگام ايستادن ستور را مىرنجاند و رسول خدا ( ص ) از آزار دادن
--> ( 1 ) - در متن « بلاط » آمده يعنى سنگى كه بدان زمين را فرش كنند .